سبک R.P.A یک چارچوب تصمیمگیری در معاملهگری است و سه حرفش از ریسک، پلن و تحلیل میآید. چیز تازهای در تحلیل تکنیکال کشف نکرده و چنین ادعایی هم ندارد. تنها کاری که میکند عوض کردن ترتیب این سه است.
این را از همین اول میگویم، چون هر چند وقت یک بار «سبک معاملاتی» تازهای سر و صدا میکند که در عمل همان حرفهای قبلی است با اسم جدید. حرف R.P.A این است که ترتیب از خود اجزا مهمتر است.
مسیر معمول یادگیری ترید کجا میلنگد؟
بیشتر آدمها ترید را اینطور یاد میگیرند: اول تحلیل تکنیکال، بعد الگوها، بعد اندیکاتورها. مدیریت سرمایه آخر صف میایستد، اگر اصلاً نوبتش برسد.
نتیجه را میشود حدس زد. کسی که یک سال روی تحلیل وقت گذاشته ولی حجم را با حس تعیین میکند، میتواند زحمت همان یک سال را با یک معاملهٔ بد به باد بدهد.
R.P.A همان اجزا را نگه میدارد و فقط ترتیب را برعکس میکند. اول ریسک، بعد پلن، و تحلیل در آخر.

ریسک: چرا پیش از دیدن چارت تعیین میشود؟
حرف R یعنی سه عدد که قبل از هر چیز روشن میشوند:
- چند درصد سرمایه در هر معامله ریسک میشود
- سقف ضرر روزانه چقدر است
- حداکثر چند پوزیشن همزمان باز میماند
این اعداد ربطی به شکل امروز بازار ندارند. یک بار نوشته میشوند و ثابت میمانند.
دلیل این سختگیری ساده است. عددی که بعد از دیدن یک ستاپ جذاب تعیین شود، رنگ همان ستاپ را میگیرد و بزرگتر از آن چیزی میشود که باید. برای همین باید پیش از باز کردن چارت قفل شده باشد. نحوهٔ محاسبهاش را در مقالهٔ مدیریت سرمایه توضیح دادهام.
پلن: کی معامله میکنی و کی نه؟
لایهٔ دوم مشخص میکند در چه شرایطی وارد بازار میشوی: کدام بازار، کدام تایمفریم، کدام ستاپ، چه ساعتهایی. و مهمتر از همه، کِی اصلاً وارد نمیشوی.
به نظر من همین بند آخر بیشترین پول را نگه میدارد. بخش بزرگی از ضررهای غیرضروری از معاملاتی میآید که اصلاً نباید زده میشد: بعد از یک ضرر سنگین، وسط یک خبر مهم، یا فقط از سر بیحوصلگی. ساختار کامل یک پلن را در هفت گام پلن معاملاتی نوشتهام.
تحلیل: چرا آخر صف است؟
تحلیل حذف نمیشود، فقط سر جای خودش مینشیند. وقتی ریسک و پلن قفل شدهاند، تحلیل یک کار مشخص دارد: پیدا کردن نقطهای که ستاپِ از پیش تعریفشده در آن برقرار است.
فرقش با روش معمول در یک جمله خلاصه میشود: تحلیل دیگر تعیین نمیکند چقدر ریسک کنی. ستاپ هرقدر هم عالی به نظر برسد، ریسک همان ۱٪ میماند. حس اطمینان جزو ورودیهای محاسبهٔ حجم نیست.
عوض کردن ترتیب در عمل چه چیزی را تغییر میدهد؟
در روش رایج، تحلیل بالادست است و بقیه تابع آن. تحلیل که قانعکننده باشد، حجم بزرگتر میشود و قانونها کش میآیند.
در R.P.A ریسک بالادست است. تحلیل هرقدر قوی باشد، سقف ریسک را جابهجا نمیکند. این محدودیت عمدی است.
اثرش در ژورنال پیداست. ضررها اندازهٔ نزدیک به هم پیدا میکنند و بدترین معاملهات دیگر خیلی بدتر از یک معاملهٔ معمولی نیست. همین یک ویژگی، فرق افتی است که میشود جبرانش کرد با افتی که نمیشود.
حسابش ساده است. برای جبران ۱۰٪ افت، حدود ۱۱٪ سود لازم است. برای جبران ۵۰٪ افت، ۱۰۰٪. هرچه افت عمیقتر شود، راه برگشت با سرعت بیشتری طولانی میشود.

R.P.A به درد چه کسی میخورد؟
بیشترین فایده را برای کسی دارد که تحلیلش بد نیست ولی نتایجش بالا و پایین زیادی دارد؛ یک ماه خوب و بعد یک ماه فاجعه.
برای تازهکار هم مناسب است، چون عادت درست را از روز اول میسازد و لازم نیست بعدها عادت غلطی را ترک کند.
ولی اگر دنبال سیگنال آماده یا ربات خودکار هستی، R.P.A چیزی نیست که میخواهی. چارچوب تصمیمگیری است، نه ستاپ ورود.
چطور خودت امتحانش کنی؟
سی معاملهٔ بعدیات را با همین ترتیب بزن و همه را ثبت کن. بعد دو ستون را کنار هم بگذار: ریسکی که قرار بود بگیری و ریسکی که واقعاً گرفتی.
اگر این دو ستون به هم نزدیکاند، چارچوب دارد کار میکند. اگر فاصله دارند، ایراد از چارچوب نیست، از اجراست، و همانجاست که باید رویش کار کنی. ژورنال شخصی ریسک واقعی هر معامله را از روی حد ضرر و حجم حساب میکند؛ کافی است آن را با عددی که در پلنت نوشتهای مقایسه کنی.
پرسشهای پرتکرار
سبک R.P.A برای کدام بازار است؟
به بازار خاصی وابسته نیست. ترتیب ریسک، پلن و تحلیل در ارز دیجیتال، فارکس و بورس یکی است. چیزی که فرق میکند اعداد است؛ بازاری که نوسان بیشتری دارد معمولاً درصد ریسک کمتری میخواهد.
با سرمایهٔ کم هم جواب میدهد؟
بله، و با سرمایهٔ کم حتی مهمتر است. حساب کوچک جای کمتری برای جبران اشتباه دارد.
چقدر طول میکشد تا نتیجهاش را ببینم؟
دو اثر جدا دارد. اثرش روی ثبات نتایج زود دیده میشود، چون وقتی درصد ریسک ثابت باشد هیچ معاملهای بیش از آن سقف ضرر نمیدهد، مگر با گپ قیمتی یا لغزش سفارش. اثرش روی سود به کیفیت تحلیلت بستگی دارد، که موضوع جداگانهای است.





نظرات (۰)
سؤال یا تجربهات را بنویس؛ معمولاً سؤال تو سؤال خیلیهای دیگر هم هست.
اولین نفری باش که دیدگاهش را مینویسد.