EAT Invest group
تیم اقتصادی عماد اکبریان
مدیریت سرمایه و ریسک

مدیریت سرمایه در ترید: چطور حجم پوزیشن را درست حساب کنیم

چرا ضرر و جبرانش قرینه نیستند، قانون ۱٪ واقعاً یعنی چه، و فرمولی که حجم پوزیشن را از ریسک می‌سازد. همه با مثال عددی.

اشتراک:
فهرست مطالب
  1. چرا ضرر و جبرانش هم‌اندازه نیستند؟
  2. قانون ۱ درصد در مدیریت سرمایه یعنی چه؟
  3. فرمول محاسبهٔ حجم پوزیشن
  4. حد ضرر را کجا بگذاریم؟
  5. حد ضرر خیلی نزدیک هم مشکل دارد
  6. ریسک کل حساب را هم حساب کن
  7. اهرم با ریسک چه می‌کند؟
  8. بدون ثبت معاملات، این قوانین دوام نمی‌آورند
  9. از کجا شروع کنیم؟
  10. پرسش‌های پرتکرار

دو نفر را در نظر بگیر که هر کدام هزار دلار دارند. اولی در هر معامله ۱۰ درصد سرمایه‌اش را ریسک می‌کند و دومی ۱ درصد. تحلیلشان یکی است، نقطهٔ ورودشان یکی است، و هر دو شش معامله را پشت سر هم می‌بازند. این اتفاق در بازار عجیب نیست. هر کسی که مدتی معامله کرده، دیده.

بعد از این شش ضرر، نفر اول ۵۳۱ دلار دارد و برای برگشتن به هزار دلار باید ۸۸ درصد سود کند. نفر دوم ۹۴۱ دلار دارد و با ۶ درصد سود به نقطهٔ اول برمی‌گردد.

تفاوتشان یک عدد بود. مدیریت سرمایه در ترید، در اصل یعنی درست انتخاب کردن همین یک عدد.

چرا ضرر و جبرانش هم‌اندازه نیستند؟

به نظر من این مهم‌ترین نکته‌ای است که هر معامله‌گر تازه‌کار باید یاد بگیرد، و معمولاً آخر از همه یادش می‌گیرد. ضرر و سودی که آن را جبران می‌کند هم‌اندازه نیستند. هرچه ضرر بزرگ‌تر باشد، این فاصله سریع‌تر باز می‌شود:

  • ضرر ۱۰٪ ← برای جبران، ۱۱٪ سود لازم است
  • ضرر ۲۵٪ ← ۳۳٪
  • ضرر ۵۰٪ ← ۱۰۰٪
  • ضرر ۷۵٪ ← ۳۰۰٪

به ردیف سوم نگاه کن. کسی که نصف حسابش را از دست داده، باید حسابش را دو برابر کند تا فقط به جای اولش برگردد. و ۷۰ درصد ضرر عملاً یعنی حساب تمام شده، چون ۲۳۳ درصد سود چیزی نیست که بشود رویش حساب باز کرد.

نتیجه‌اش ساده است ولی خوشایند نیست: کار اصلی تو جلوگیری از ضرر بزرگ است. سودِ بزرگ، اگر آن‌قدر در بازار بمانی که فرصتش برسد، خودش پیدا می‌شود.

نمودار ضرر و سود لازم برای جبران: ضرر ۱۰٪ به ۱۱٪، ۲۵٪ به ۳۳٪، ۵۰٪ به ۱۰۰٪ و ۷۵٪ به ۳۰۰٪ سود نیاز دارد
هرچه ضرر بزرگ‌تر باشد، سودی که فقط برای برگشتن به نقطهٔ اول لازم است سریع‌تر بزرگ می‌شود.

قانون ۱ درصد در مدیریت سرمایه یعنی چه؟

قاعدهٔ رایج این است که در هر معامله بیشتر از ۱ تا ۲ درصد کل سرمایه را در معرض خطر نگذاری. تا این‌جا همه موافق‌اند. مشکل از جایی شروع می‌شود که این جمله را اشتباه می‌فهمند.

ریسک ۱ درصد به معنای حجم پوزیشن ۱ درصدی نیست. معنایش این است که اگر حد ضررت بخورد، ۱ درصد از حسابت کم می‌شود. همین سوءتفاهم، به‌تنهایی، حساب‌های زیادی را سوزانده است.

با یک مثال روشن‌تر می‌شود. سرمایه‌ات هزار دلار است و ریسک ۱ درصد، پس بیشترین ضرر مجازت ۱۰ دلار است. اگر حد ضرر ۲ درصد پایین‌تر از قیمت ورود باشد، حجم پوزیشنت ۵۰۰ دلار می‌شود، نه ۱۰ دلار. اگر حد ضرر به نیم درصد برسد، همان ۱۰ دلار ریسک اجازهٔ یک پوزیشن دو هزار دلاری را می‌دهد.

پس حجم پوزیشن چیزی نیست که از اول انتخابش کنی. از محاسبه بیرون می‌آید. اگر حوصلهٔ حساب دستی نداری (که طبیعی است)، ربات مدیریت سرمایه با همین فرمول، حجم و اهرم لازم را حساب می‌کند.

فرمول محاسبهٔ حجم پوزیشن

کل فرمول دو خط است و ارزش حفظ کردن دارد:

  • ضرر مجاز = سرمایه × درصد ریسک
  • حجم پوزیشن = ضرر مجاز ÷ درصد فاصلهٔ حد ضرر

یک مثال عددی: سرمایهٔ ۵٬۰۰۰ دلاری، ریسک ۱ درصد، و حد ضرری که ۲٫۵ درصد پایین‌تر از ورود است. ضرر مجاز می‌شود ۵۰ دلار. حجم پوزیشن ۵۰ تقسیم بر ۰٫۰۲۵، یعنی ۲٬۰۰۰ دلار. اهرم واقعی هم ۰٫۴ است؛ یعنی اصلاً به اهرم احتیاج نداری.

یک نکته در این فرمول هست که اول به نظر برعکس می‌آید. هرچه حد ضرر نزدیک‌تر باشد، حجم بزرگ‌تری می‌توانی بگیری. دلیلش این است که ریسک دلاری ثابت مانده. حد ضرر تنگ‌تر یعنی اجازهٔ حجم بیشتر، نه کمتر.

مثال فرمول حجم پوزیشن: سرمایهٔ ۵۰۰۰ دلار ضربدر ریسک ۱٪ برابر ضرر مجاز ۵۰ دلار، تقسیم بر حد ضرر ۲٫۵٪ برابر مارجین ورودی ۲۰۰۰ دلار
همان مثال بالا: ضرر مجاز ۵۰ دلار و مارجین ورودی ۲٬۰۰۰ دلار، بدون نیاز به اهرم. ربات مدیریت سرمایه همین را برای عددهای خودت حساب می‌کند.

حد ضرر را کجا بگذاریم؟

اگر پیش از ورود نمی‌دانی کجا باید قبول کنی تحلیلت اشتباه بوده، هنوز آمادهٔ ورود نیستی. حد ضرر عددی نیست که از روی حس انتخاب شود. جایی است که سناریوی تو دیگر معنا ندارد: زیر کف ساختار، پشت سطحی که شکسته شده، یا بیرون از دامنهٔ نوسان معمول. در مقالهٔ ساختار بازار دربارهٔ پیدا کردن این نقطه‌ها مفصل‌تر نوشته‌ام.

بعد از ورود هم جابه‌جایش نکن. «یک کم دیگر صبر کنم» شایع‌ترین راهی است که ضرر کوچکِ حساب‌شده به ضرر بزرگِ حساب‌نشده تبدیل می‌شود.

البته یک استثنا هست. اگر معامله به نفعت رفته و حد ضرر را به سمت سود می‌بری تا بخشی از سود را نگه داری، این کار فرار از اشتباه نیست. کاملاً کار درستی است.

حد ضرر خیلی نزدیک هم مشکل دارد

طرف دیگر ماجرا هم هست. اگر حد ضرر آن‌قدر نزدیک باشد که نوسان عادی بازار به آن بخورد، مدام با ضررهای کوچک بیرون می‌افتی. بعد می‌بینی قیمت دقیقاً همان راهی را رفته که پیش‌بینی کرده بودی. این یکی شاید از ضرر بزرگ هم آزاردهنده‌تر باشد.

معیار عملی من این است: روی بیشتر جفت‌ارزها، حد ضرر زیر ۰٫۳ درصد یعنی داری با اسپرد و نوسان لحظه‌ای می‌جنگی، نه با خود بازار. اگر تحلیلت چنین حد ضرر تنگی لازم دارد، احتمالاً مشکل از نقطهٔ ورود است.

ریسک کل حساب را هم حساب کن

فرض کن قانون ۱ درصد را کامل رعایت می‌کنی، ولی هم‌زمان پنج پوزیشن باز داری که همه روی آلت‌کوین‌اند. این‌ها پنج معاملهٔ مستقل نیستند. وقتی بازار می‌ریزد، معمولاً همه با هم می‌ریزند، و ریسک واقعی‌ات به‌جای ۱ درصد، ۵ درصد است.

برای همین پیشنهاد من این است که دو سقف را با هم نگه داری:

  • سقف هر معامله: ۱ تا ۲ درصد
  • سقف مجموع پوزیشن‌های باز: ۴ تا ۶ درصد

یک سقف سوم هم هست که کمتر درباره‌اش حرف زده می‌شود: سقف ضرر روزانه. اگر در یک روز ۳ درصد از حساب رفت، آن روز تمام است و معاملهٔ دیگری نمی‌زنی. به نظر من، این قانون بیشتر از هر چیز دیگری جلوی معاملهٔ انتقامی را می‌گیرد.

اهرم با ریسک چه می‌کند؟

شاید عجیب باشد، ولی اگر حجم را از روی ریسک حساب کرده باشی، اهرم ریسک تو را بیشتر نمی‌کند. فقط تعیین می‌کند چه مقدار پول به‌عنوان وثیقه قفل شود. ضرر مجاز همان ۱ درصد باقی می‌ماند.

خطر اهرم جای دیگری است. با اهرم بالا، فاصلهٔ قیمت تا نقطهٔ لیکویید شدن کم می‌شود، و ممکن است صرافی پوزیشنت را ببندد در حالی که حد ضررت هنوز نخورده. به زبان ساده، اهرم بالا کنترل حد ضرر را از دست تو خارج می‌کند و به صرافی می‌سپارد.

قاعدهٔ ساده‌ای که پیشنهاد می‌کنم: اهرمی انتخاب کن که نقطهٔ لیکویید دست‌کم دو برابر دورتر از حد ضرر باشد.

بدون ثبت معاملات، این قوانین دوام نمی‌آورند

می‌شود همهٔ این قوانین را دانست و باز زیرشان زد. راستش را بخواهی، بیشتر ما همین کار را می‌کنیم. تنها چیزی که واقعاً جلوی این را می‌گیرد، دیدن الگوی رفتار خودمان روی کاغذ است.

هر معامله را با دو عدد ثبت کن: ریسکی که قرار بود بگیری و ریسکی که واقعاً گرفتی. بعد از سی معامله، فاصلهٔ این دو ستون همه‌چیز را دربارهٔ انضباطت نشان می‌دهد. ژورنال شخصی برای همین ساخته شده و R هر معامله را خودش حساب می‌کند.

از کجا شروع کنیم؟

اگر تا امروز حجم را با حس تعیین می‌کردی، این سه کار را همین هفته شروع کن:

  1. یک درصد ریسک ثابت انتخاب کن و تا سی معامله عوضش نکن. برای شروع، ۱ درصد عدد مناسبی است.
  2. قبل از هر ورود حجم را حساب کن، حتی وقتی حس می‌کنی «این یکی دیگر مطمئن است». مخصوصاً آن وقت.
  3. سقف ضرر روزانه بگذار و روزی که به آن رسیدی، پلتفرم را ببند.

هیچ‌کدام از این‌ها هیجان ندارد، می‌دانم. ولی فرق کسی که بعد از دو سال هنوز در بازار است با کسی که نیست، معمولاً همین کارهای بی‌هیجان است، نه اندیکاتور بهتر.

پرسش‌های پرتکرار

با سرمایهٔ کم هم باید قانون ۱ درصد را رعایت کنم؟

بله، ولی واقع‌بین باش. با ۱۰۰ دلار سرمایه، ۱ درصد یعنی یک دلار ریسک، و کارمزد بخش زیادی از آن را می‌خورد. سرمایهٔ کم برای یادگیری انضباط است، نه برای درآمد. عادتی که با ۱۰۰ دلار می‌سازی، همان عادتی است که بعداً با ۱۰ هزار دلار اجرا می‌کنی.

اگر به یک معامله خیلی مطمئن باشم چه؟

هر ضرر بزرگی که تا حالا خورده‌ای، یک روز «خیلی مطمئن» بوده. حس اطمینان چیزی دربارهٔ بازار نمی‌گوید، دربارهٔ حال خودت می‌گوید. اگر واقعاً می‌خواهی بین معاملات فرق بگذاری، بین ۰٫۵ و ۱٫۵ درصد جابه‌جا شو، نه بین ۱ و ۱۰ درصد.

حد ضرر را بر اساس درصد بگذارم یا ساختار قیمت؟

بر اساس ساختار. درصد فقط برای محاسبهٔ حجم به کار می‌آید. اول روی چارت نقطه‌ای را پیدا کن که تحلیلت آن‌جا باطل می‌شود، بعد فاصله‌اش را به درصد تبدیل کن و حجم را از آن دربیاور.

چند درصد از معاملاتم باید سودده باشد؟

این عدد بدون نسبت سود به ضرر معنایی ندارد. با نسبت ۱ به ۳، وین‌ریت ۳۵ درصد هم سودده است. با نسبت ۱ به ۱، زیر ۵۰ درصد یعنی ضرر. به‌جای وین‌ریت، فاکتور سود را نگاه کن.

COMMUNITY

نظرات (۰)

سؤال یا تجربه‌ات را بنویس؛ معمولاً سؤال تو سؤال خیلی‌های دیگر هم هست.

با ثبت نظر، ادب گفتگو و احترام به دیگران را می‌پذیری.

هنوز نظری ثبت نشده.

اولین نفری باش که دیدگاهش را می‌نویسد.